قیمت سکه و ارز
۱۳۹۲/۰۲/۱۳ - ۱۳:۲۶
نگاهی به فیلم «قاعده تصادف»

قاعده تصادف؛روح فیلمفارسی در کالبد روشنفکری

«قاعده تصادف» دومین فیلم سینمایی «بهنام بهزادی» پس از «تنها دو بار زندگی می کنیم» است. هر دو فیلم او براساس تقسیم بندی های معمول در عرصه نقد و تحلیل آثار سینمایی در جرگه فیلم های سینمای شبه روشنفکری امروز ایران قرار می گیرند.

قاعده تصادف؛روح فیلمفارسی در کالبد روشنفکری

«قاعده تصادف» دومین فیلم سینمایی «بهنام بهزادی» پس از «تنها دو بار زندگی می کنیم» است. هر دو فیلم او براساس تقسیم بندی های معمول در عرصه نقد و تحلیل آثار سینمایی در جرگه فیلم های سینمای شبه روشنفکری امروز ایران قرار می گیرند. نوعی از سینما که به رسم مألوف منتقدان و نشریات سینمایی در تضاد با فیلم فارسی قرار می گیرد. اما آیا واقعاً این گونه است و «قاعده تصادف» و امثال و اقرانش، آثاری معارض با فیلم های محدود به گیشه هستند؟ جست وجو برای پاسخ به این پرسش، بهانه و مایه اصلی این نوشتار است.
به طور معمول، آثاری را در حیطه فیلم فارسی قلمداد می کنند که ظاهر و باطنی مبتذل دارند. یعنی، هم فرم آن ها کلیشه ای و مبتنی بر ماجراهای پیش پا افتاده و عمدتاً تصادفی و غیرمنطقی است و هم محتوایی سطحی و مخرب دارند. نمونه چنین فیلم هایی به قدری زیاد است که می توان اکثر قریب به اتفاق محصولات سینمای عصر پهلوی و نیمی از فیلم های 16 سال گذشته را مصداق تام و تمام فیلم فارسی دانست.
سینمای روشنفکرانه و جشنواره ای در تضاد با فیلم فارسی بنیانگذاری شده است که برای مخاطب نخبه، جلب توجه می کند. امروز هم فیلم «قاعده تصادف» به عنوان نماینده این نوع سینما ـ که اخیراً لقب «فرهنگی» هم به این طیف از آثار نسبت داده می شود ـ در سینماهای کشور اکران شده است، اما با کمی تأمل می توان به نتیجه ای دیگر رسید.
از جمله اینکه در فیلم «قاعده تصادف» شاخص های محتوایی به شدت مندرس و کلیشه ای که بارها در صدها فیلم متظاهر به روشنفکری دیگر هم بروز یافته است دیده می شود. مضامینی چون نسبیت گرایی اخلاقی، پوچ گرایی، تعارض نسل ها، بحران زدگی نسل جوان، ترسناک نمایی متدینین، تقابل سنت و مدرنیسم و... که طی سال های اخیر، محتوای ثابت فیلم هایی از این دست بوده اند و جالب این است که با وجود این همه تکرار، باز هم غالب منتقدان، این گونه آثار را متفاوت می نامند
فیلم «قاعده تصادف» روایت یک گروه تئاتر دانشجویی است که قصد دارد برای اجرای نمایش خود به جشنواره ای خارج از کشور برود. اما اعضای گروه هیچ یک به خانواده خود راست نمی گویند، به جز یکی از آن ها که البته راستگویی اش تبدیل به مانعی بر سر راهش می شود. چون پدر او ـ که ظاهری مذهبی هم دارد ـ با این مسافرت مخالفت می کند. دختر با پدرش درگیر می شود و از او می گریزد و در نهایت این مسئله موجب بر هم خوردن این گروه و انصراف آن ها از مسافرت می شود.
یکی از عناصری که طی سال های اخیر تبدیل به کلیشه مشترک فیلم فارسی و سینمای جشنواره ای شده، زشت نمایی افراد متدین و دارای نشانه های ظاهری مذهبی است. کلیشه ای که از پی تکرار زیاد از حد، نخ نما و مبتذل شده است. معلوم نیست که چرا در خیل گسترده ای از فیلم های سینمای ما هر جا مسئله خشونت و سخت گیری علیه فرزندان مطرح می شود، پای یک پدر دارای محاسن یا مادر چادری به میان کشیده می شود نکته قابل تأمل این است که این کلیشه در همه فیلم های جشنواره ای و شبه روشنفکرانه سینمای ما نیز رخ می دهد
البته ابتذال فیلم «قاعده تصادف» فقط به این رویکرد محدود نمی شود؛ نمایش عریان و بی محابای روابط نامتعارف و بیان الفاظ رکیک و اعلان حرکات وقیح هم از دیگر نشانه های این فیلم و فیلم های شبه روشنفکری است که حتی بدتر و زننده تر از فیلم فارسی به خورد مخاطب داده می شود. این هم از عجایب این روزهای سینمای ماست که برخی از فیلمسازان، بی حیایی و پرده دری اخلاقی را نماد مترقی و پیشرو بودن می پندارند
همچنین ساختار فیلم، وام گرفته از آثار اخیر «اصغر فرهادی» و به ویژه «درباره الی» و «جدایی نادر از سیمین» است. از نوع تضاد آدم های داستان گرفته تا استفاده از دوربین روی دست و نوع ایجاد گره و بحران در فیلم و سایر اشارات و کنایات.
فیلم تظاهر به بی طرفی می کند، اما چینش ماجراها و سیر درام به گونه ای است که یک نگاه خاص را به مخاطب القا می کند. آنچه در فیلم دیده می شود، مقصر معرفی کردن پدر است. مردی که به ادعای فیلم، تنهاست و با نسل جوان دچار کشمکش است و حتی فرزندش نیز با او سر سازگاری ندارد. پدر با ممانعتش از سفر دختر به خارج، نه تنها سبب بهبود اوضاع نمی شود که وضعیت را بغرنج تر می کند و نتیجه ایستادگی اش بر موضع بحقش این است که دختر می گریزد. نکته اینجاست که فیلم راهکار هم نشان می دهد و در مقابل این پدر ـ به زعم فیلم منفی ـ پدر مثبت را هم معرفی می کند و او کسی نیست جز مردی که خود را با خواسته های فرزندش تطبیق داده و به نوعی دچار نسبیت گرایی اخلاقی است و دغدغه چندانی درباره رفتار دخترش ندارد «قاعده تصادف» یک فیلم ضد خانواده است که تعهد متقابل اعضای خانواده به یکدیگر را محکوم و عامل بحران معرفی می کند و راه حل رسیدن به آرامش و امنیت را بریدن از خانه خویش و پناه بردن به گروه دوستان می پندارد
«قاعده تصادف» به شدت تظاهر به پیشرو بودن می کند. اما کیست که نداند امروزه فیلمسازانی که در خلق یک درام درست و درمان و تعریف روایتی سالم و سرراست ناتوان هستند، پشت چنین ژست هایی خود را پنهان می کنند. درست مانند این عبارت کارگردان در نشست پرسش و پاسخ فیلم «قاعده تصادف» در سی ویکمین جشنواره فیلم فجر که:
«جدی ترین و اصلی ترین مخاطبان سینمای مورد علاقه من و فیلم های من نویسندگان، منتقدان و عشاق سینما هستند و کسانی که سینما را یک هنر می دانند و نه فقط یک سرگرمی.»
و این همان حکایت کلیشه ای فیلم هایی است که در کالبد روشنفکرانه شان روح فیلم فارسی دمیده شده است!

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۱۶
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••